
یک نفر هست که از پنجرهها ![]()
نرم و آهسته مرا میخواند ![]()
گرمی لهجه بارانی او ![]()
تا ابد توی دلم میماند ![]()
یک نفر هست که در پرده شب ![]()
طرح لبخند سپیدش پیداست ![]()
مثل لحظات خوش کودکیام ![]()
پر ز عطر نفس شببوهاست ![]()
یک نفر هست که چون چلچلهها ![]()
روز و شب شیفته پرواز است ![]()
توی چشمش چمنی از احساس ![]()
توی دستش سبد آواز است ![]()
یک نفر هست که یادش هر روز ![]()
چون گلی توی دلم میروید ![]()
آسمان ، باد ، کبوتر ، باران ![]()
قصهاش را به زمین میگوید ![]()
یک نفر هست که از راه دراز ![]()
باز پیوسته مرا میخواند! ![]()
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه یکم مهر 1388 توسط .::ملینا::.

