چه درديست در ميان جمع بودن ![]()
ولي در گوشه اي تنها نشستن ![]()
براي ديگران چون كوه بودن ![]()
ولي در چشم خود آرام شكستن ![]()
براي هر لبي شعري سرودن ![]()
ولي لبهاي خود همواره بستن ![]()
به رسم دوستي دستي فشردن ![]()
ولي با هر سخن قلبي شكستن ![]()
به نزد عاشقان چون سنگ خاموش ![]()
ولي در بطن خود غوغا نشستن ![]()

ماهه من غصه نخور زندگی جذر و مد داره ![]()
دنیامون یه عالمه آدمه خوب و بد داره ![]()
ماهه من غصه نخور همه که دشمن نمیشن ![]()
همه که پر ترک مثل تو و من نمیشن ![]()
ماهه من غصه نخور مثل ماها فراوونه ![]()
خیلی کم پیدا میشه کسی رو حرفش بمونه ![]()
ماهه من غصه نخور گریه پناه آدماس ![]()
ترو تازه موندن گل ماله اشک شبنماس ![]()
ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه ![]()
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه ![]()
ماهه من غصه نخور خیلیها تنهان مثل تو ![]()
خیلیها با زخمای زندگی اشنان مثل تو ![]()
ماهه من غصه نخور زندگی خوب داره واسش ![]()
خدا رو چه دیدی شاید فردامون باشه بهشت ![]()
ماهه من غصه نخور زندگی بی غم نمیشه ![]()
اونی که غصه نداشته باشه آدم نمیشه ![]()
ماهه من غصه نخور دنیا رو بسپار به خدا ![]()
هر دومون دعا کنیم تو هم جدا منم جدا ![]()

این شعر و عکسها رو تقدیم می کنم به عشق همیشگیم یعنی:*R* عزیزم![]()

ميتونم تو لحظههاي بيكسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم![]()
ميتونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم![]()
ميتونم از آسمون قصهها، واسه تو صد تا ستاره بچينم![]()
ميتونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي هزار بار بميرم![]()
ميتونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگيمو آبي كنم![]()
ميتونم رو شونههاي مردونت، دردامو با هقهقم خالي كنم![]()
ميتونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم![]()
ميتونم قصهي ديوونگيمو، توي كوچههاي شهر داد بزنم![]()
ميتونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم![]()
ميتونم زير پر ستارهها، واست از ليلي ومجنون بخونم![]()
ميتونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره![]()
ميتونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره![]()
ميتونه دستاي تو رو شونههام، خبر از يك شب يلدا رو بده![]()
ميتونه بوسهي تو رو گونههام، واسه من نويد فردا روبده![]()
ميتونه صداي گرم خندههات، همه قصههامو رؤيايي كنه![]()
ميتونه گرماي مهربونيهات، همه زندگيمو مهتابي كنه![]()
ميتونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه![]()
ميتونه حس غريب بودنت، درداي زندگيمو دوا كنه![]()
ميتوني توخستگيهاي تنت، به من و شونهي من تكيه كني![]()
ميتوني با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كني![]()
ميتونن رازقيياي باغچهمون، تا هميشه بوي دستاتو بدن![]()
ميتونن حتي اگه خودت نگي، واسه من از عشق تو خبربدن![]()
ميتونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونهي عشقت بدونن![]()
بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرابخونن![]()

![]()
![]()
تا ابد دوستت دارم ![]()
![]()
![]()


لبم محکوم شد به ساده بودن

غرورم محکوم شد به خونسرد بودن
احساسم محکوم شد به کم حرف بودن
دلم محکوم شد به گوشه گیر بودن 
چشمانم محکوم شد به مهربان بودن 
دستهایم محکوم شد به سرد بودن 
پاهایم محکوم شد به تنها رفتن 
آرزوهایم محکوم شد به محال بودن 
وجودم محکوم شد به تنها بودن 
عشقم محکوم شد به محبوس بودن 
و اما امروز تو عشق من محکوم میشوی به خاطر اسیر بودن
و من باز هم مثل همیشه خودم رو محکوم میکنم به :

![]()
![]()
عاشق بودن ![]()
![]()
![]()





عشق يعني پر پرواز پرنده
عشق يعني تک خال يه برنده
عشق يعني زندگي مردمان
اختلاف مردم از نا مردمان
عشق يعني چون کبوترها پريد
اين همه بالا بلندي ها نديد
عشق يعني صيدوصيادي شدن
بي همه دريا و دريايي شدن
عشق يعني ترجمان زندگي
زندگي بي عشق يعني مردگي
عشق يعني زنده و مردن زدوست
چون که اين . جان نور اوست
عشق يعني سايه آفتابي شدن
در شب تاريک مهتابي شدن
عشق يعني بي کسي در کس شدن
کس ميان اين همه ناکس شدن
عشق يعني در هواي کوي دوست
بي پر پرواز رفتن سوي دوست
عشق يعني حامد و ديوانگي
از تو دل بردن زمن دلدادگی

![]()
با تشکر از دوست خوبم حامد![]()
![]()
گلنـدامـا بــه سويـــم دسته اي گـل
فرستـــادي مــرا پــروانـــه كـــردي
مرا كاشانـه چــون غمــخانه اي بـود
تو ايــن غمــخانه را گلــخانه كـردي
ز دسـت قاصــدك گــــل را گـرفتــم
بــه هــر گلبرگ آن صد بوسـه دادم
پـــس از آن با دمي آكنده از شـــوق
بـــه آرامـــي بـــه گلـــداني نهـــادم
شبانـــگه گــرد گـــل پــروانه گشتم
بيــــاد تـــو به گـل بــس راز گفتــم
حكايتـــها كـه با تــو گفتـــه بـــــودم
بــه جـــاي تــو به گلـــها بـاز گفتـم
ميــــان دستــــه گــــــل زنبـقـت را
ز اشـــك چشـــــم گريـــان آب دادم
بنفشـــه را بــــه يـــاد گيســـــوانت 
بــه انگشتـــــم گرفتـــم تـــاب دادم
گــل نــاز تـو را بوسيـدم از شــوق
ولي آن گل كجــا نـاز تـو را داشت
نشــاني داشت از بـــوي تـــو امـــا
كجــا چشـم فسونساز تو را داشـت
به روي بـــرگ زيباي گــل ســرخ
نهــادم با لبــــي غمگيــن لبـــــم را
به اميـــدي كــه با يـــــاد لــب تـــو
به صبح آرم به شـادي يك شبـــم را
ولــي هـــر چند بوسيــدم گلـــت را
دل تنـگم چــو غنچه هيـــچ نشكفت
در آن حالــت كه گــرم بوســه بودم
گــل سـرخ تو در گوشم چنين گفت:

گل سرخم مخــوان اي عاشـق مست
كه من پيـــش لـــب يــار تو خـــارم
به سرخي گر چه دارم رنگ آن لب
ولي شيــــريني و گرمــــي نــــدارم





.th.gif)





می خوام که با هر نفسم بگـم تویـی همنفسم
بغض تـو رو داد بزنـــم بگم تویـی هــر نفســـم
می خوام که با ترانه هام قفـل سکوت و بشکنم
تـــو هم صدامــو بشنوی منــم صداتـو بشنـــوم
می خوام بگـم تـو بهتریــن ستــاره بخت منــی
می خوام بگم که خواستمت تمـوم دنیـای منـی
می خوام که هرشبواسه تو ستاره ها روبشمرم
ماه و ستارم واسه چی هرچی تـو گفتی بشمرم
می خـوام که بغض سینمو درد تــو درمـون بکنـه
دردمـــو درمـون نکنـه شایــد کــه آرومـــم کنــــه
می خوام که با برق نگات خورشید و ویرون بکنم
می خوام که با بغض صدات رعـدو پریشون بکنم
می خوام بگم عزیـز من صبــر و قــرار من تویی
صبــر و قــرار تو منم عمــر و نیــاز مـن تویــی
می خوام که خواستن تورو با گریـــه فریاد بزنــم
عشـــق و نیــاز این دل و تــو سینه فریــاد بزنــم





می خوام بگم دوستت دارم
تموم حرفام همینه





بگم فقط تو رو دارم
تمـــوم حرفام همینه
















شفـــــــا
الهی که شفــا پیدا کنــــی تـــــو
واســه دردات دوا پیدا کنــی تـــو
تو ایـــن دنیا که بی وفــــایی رسمـه
رفیــــق باوفــــا پیدا کنـی تـــــــــو
عمــــرا تمــوم دنیا رو بگـــــــردی
مثـــل من عاشقی پیـــدا کنی تـــــو
نــــــرو
افســــانه من ناتمـــومــــــهبـــدون اگه بـــری
کــارم تمومـــهبهت گفتـــم بیا دنیـــای من بـــــاش
کنــارت
حتـــی مردن آرزومـــــهشنیــــدم تو دلـــت انگار می گفتــی
که عاشقی کجــــاست وفــا کدومــه
می خوام به
ســـردی شبهام بخنــدممی خوام به
پوچی فردام بخنــــدموقتـــی می بینمت با دیــــگرونـــی
تو
اوج گریه هام می خوام بخنـدممی خوام داد بزنم
تنهای تنهـام می خوام وقتی می گم تنهام بخندممنم تو شهر غـــــــم زندونی تــــــو
غم و غصه دل ارزونـــــی تـــــو
نگـــو دوستت دارم
به یه غریبـــــهبشه اون مثل من
زندونی تــــــورسیده اون شبی که تو می خواستی
چه بدِ آخـــــر مهمونــــــی تـــــو































رفتــــم مرا ببخش و مگو او وفــــا نـــداشت 
راهــي به جــــز گريـــــز برايم نمانده بـــــود
اين عشـــق آتشيـــن پر از درد و بي اميـــد
در وادي گنـــــاه و جنونــــم کشــــانده بـــود 
رفتــــم که داغ بوســــه پر حســـرت تــو را
با آبهــــاي ديـــــده ز لـــب شستشو دهــم 
رفتـــم که نا تمــــام بمانــــم در اين ســــرود
رفتــــم که با نگفتــــه به خــود آبــــــرو دهم 
رفتــــم ، مگـــــــو مگـــــو که چـــــرا رفـــت
ننگ بود عشق من و نياز تو و سوزوســاز ما
از پرده خمـــوشي وظلمـــت چو نــور صــبح
بيـــرون فتــــاده بــــود به يک بـاره راز مـــــا


دلم دریاچه اندوه و درده
نگاهم کوچه ای خاموش وسرده
ببین این لحظه های با
تـــو بودنبه شهر کوچک
قلبم چه کرده


از بچگی به من گفتند دوست بدار
حالا که دیوانه وار او را
دوست دارم به من میگویند فراموش کن











ميروي تا با نبودن عشق را پر پر کنی


میروی با اشک حسرت ، دیده ام را ترکنی


آن همه گفتی نگاهت با نگاهم زنده است


من نباشم ، می توانی روزها را سر کنی


در نبودت گریه کردم ، آینه احساس کرد


آینه شو ، گریه ام را حس کنی باور کنی


سبز در عشقت شدم کم کم تو دانستی ولی


عاقبت می خواستی در قلب من خنجر کنی 


بعد تو در سینه نامت می شود یک خاطره


کاش می شد قصه عشق مرا باور کنی








رضا:
خانه خراب تو شدم به سوی من روانه شو
سجده به عشقت میزنم منجی جاودانه شو
ای کوه پر غرور من سنگ صبور تو منم
ای لحظه ساز عاشقی عاشق با تو بودنم
روشنترین ستاره ام می خواهمت می خواهمت
تو ماندگاری در دلم می دانمت می دانمت
ای همه وجود من نبود تو نبود من
امیر:
... ميروم پشت سرم چشم تو وا مي ماند
ياد اين قصه فقط در دل ما مي ماند
شعر اين کودک دلگير در اين شهر غريب
همچو گيسوي تو در باد رها مي ماند
اگر اين بغض امانم بدهد مي گويم
پشت اين بغض گلوگير چه ها مي ماند..
امیر:
روياهايت را فرومگذار که بي آنها زندگي را اميدي نباشد و بي اميد زندگي را آهنگي نباشد . از روزهايت شتابان گذر مکن که در التهاب اين شتاب نه تنها سرمنزل مقصود بلکه نقطه آغاز خويش را گم کني . زندگي مسابقه نيست زندگي يک سفر است و تو آن مسافري باش که در هر گامش ترنم خوش لحظه ها جاريست ....
شهره:
آرزوهایت را یادداشت کن
خداوند آنها را فراموش نمی کند
اما تو گاهی از خاطرت می رود
که آنچه امروز داری خواسته ی دیروزت بوده است
از تبار باران:
منم که پرسه می زنم میان لحظه های تو
منم همان که دلخوشم به عطر خنده های تو
منم که با تو می رسم به لحظه ی یکی شدن
همان پرنده تر منم همیشه در هوای تو
فقط تویی که می رسی به داد این شکسته پر
فقط منم که مانده ام از آن همه برای تو

توی چشمای قشنگت باز همه دنیا رو دیدم
شیشه تنهاییمو من واسه عشق تو شکستم
قصه از اینجا شروع شد که دلم رو به تو بستم
بیش از این که فکر می کردم با تو خو کرده نفس هام
تورو می خوام قد دنیا تکیه کن به قلب تنهام
تو همونی که یه عمری گشتمو پیت دویدم
تا غروب رفتمو این بار به طلوع تو رسیدم
دستتو گذاشتی اخر تو این دستای فتنه م
حالا وقتشه بدونی که چقدر عاشقت هستم
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بوســه
مگر چیست فشـــار دو لــب
آن که گناه نیست
چه روز و چه شب
بوســه یعنی وصـل شیرین
دو لــب
بوسه یعنی عشـق
در اعمـاق شب
بوسه یعنی مستی
از مشروب عشق
بوســه یعنــی آتـش
و گرمــای تـب![]()
بوســه
یعنـــی لــذت
از دلـــدادگــی
لذت از شب
،لــــذت از دیــــوانـــگی![]()
بوسه یعنی حس خوب طعم
عـــشق
طعــــم شیریــــنی
به رنگ سادگـــی
بوسه
یعنی آغــازی برای مـــا شدن
لحظـــه ای با دلبـــــری تنـــها
شــدن
بوسه
آتــش می زند بر جسم و جان
بوسـه بر می دارد این شـــرم
از میان
بوسه یعنی شــادی
و شور و نشــاط
بوسه یعنــی عشق خـــالی
از گنـــاه
بوســــه
یعنی قـــــلب تو
از آن مــن
بوســـه یعنی تو همیـشه ![]()
مــال مـــن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
نظر یادتون نره ها ... ![]()
![]()
![]()
|
هانیه: آرام رفتم. مرسی هانیه جان
| ||||
تو را چون نقش دریا دوست دارم...چو عطر پاک گلها دوست دارم...من چون ماهی افتاده بر خاک...تو را چون آب دریا دوست دارم...بخند ای غنچه گلزار هستی ...که من خندیدنت را دوست دارم...به باغ خاطراتت ای گل سرخ...تو را تنهای تنها دوست دارم
دوست دارم سایه باشم تا در آغوشت بگیرم...چشم دوزم بر جمالت زان رخ گیرا بسوزم...دوست دارم چشم زیبای تو را سیراب سازم...گر چه خود از تشنه کامی بر لب دریا بسوزم
اگر ابر بودم می باریدم تا تو را زنده نگه دارم...اگر خورشید بودم می تابیدم تا به تو گرمی ببخشم...اگر شکوفه بودم زودتر از تو می شکفتم تا هنگام شکفتنت تو را ببینم...اگر خزان بودم زودتر از تو بر زمین می افتادم تا هنگام افتادنت تو را در آغوش بگیرم...و در پایان زودتر از تو می مردم تا هنگام مرگم مرگ جانسوز تو را نبینم
عشق نمی پرسه تو کی هستی ؟...عشق فقط می گه:تو مال منی
عشق نمی پرسه اهل کجایی؟...فقط میگه:توی قلب من زندگی می کنی
عشق نمی پرسه چه کار می کنی ؟...فقط میگه:باعث میشی قلب من به ضربان بیفته
عشق نمی پرسه چرا دور هستی؟...فقط می گه:همیشه با منی
عشق نمی پرسه دوستم داری؟...فقط میگه:دوستت دارم
بوسه بر عکست زنم ترسم که قابش بشکند...قاب عکس توست اما شیشه عمر من است...بوسه بر مویت زنم ترسم که تارش بشکند...تار موی توست اما ریشه عمر من است

