چقدرعجيبه که تا مريض نشي کسي برات گل نمي ياره ![]()
تا گريه نکني کسي نوازشت نمي کنه ![]()
تا فرياد نکشي کسي به طرفت برنمي گرده ![]()
تا قصد رفتن نکني کسي به ديدنت نمي ياد ![]()
و تا وقتي نميري کسي تورو نمي بخشه
![]()

نشسته بود روي زمين و داشت يه تيكه هايي رو از روي زمين جمع مي كرد.
بهش گفتم: كمك نمي خواي؟ گفت:نه.
گفتم: خسته مي شي بذارخوب كمكت كنم ديگه.
گفت: نه خودم جمع مي كنم.
گفتم:حالا تيكه ها چي هست؟بد جوري شكسته معلوم نيست چيه؟
نگاه معني داري كرد و گفت:قلبم. اين تيكه هاي قلب منه كه شكسته.
خودم بايد جمعش كنم
بعدش گفت : مي دوني چيه رفيق؟آدماي اين دوره زمونه دل داري بلد نيستن.
وقتي مي خواي يه دل پاك و بي ريا رو به دستشون بسپري هنوز تو دستشون نگرفته ميندازنش زمين و
مي شكوننش......![]()
مي خوام تيكه ها ش رو بسپرم به دست صاحب اصليش اون دل داري خوب بلده
آخه مي دوني اون خودش گفته كه قلبهاي شكسته رو خيلي دوست داره
ميخوام بدم بهش بلكه اين قلب شكسته خوب شه.
تيكه هاي شكسته ي قلبش رو جمع كرد و يواش يواش ازم دور شد. و من توي اين فكر كه
چرا ما آدما دل داري بلد نيستيم موندم
دلم مي خواست بهش بگم خوب چرا دلت رو مي سپردي دست هر كسي؟
انگاري فهميد تو دلم چي گفتم. بر گشت و گفت: دلم رو به
دست هر كسي نسپردم اون براي من هر كسي نبود.
گفت و اين بار رفت سمت دريا..........![]()
نمیدانم زندگی چیست؟؟ اگر زندگی شکستن سکوت است سالهاست که من سکوت را شکسته ام.
اگر زندگی خروش جویبار است سالهاست که من در چشمه ی جوشان زندگی جوشیده ام.
اما این نکته را فراموش نمی کنم که زندگی بی وفاست
زندگی به من آموخت که چگونه اشک بریزم اما اشکانم به من نیاموخت که چگونه زندگی کنم ![]()

به آساني ميشه در دفترچه تلفن کسي جايي پيدا کرد
ولي به سختي ميشه در قلب او جايي پيدا کرد.
به راحتي ميشه در مورد اشتباهات ديگران قضاوت کرد
ولي به سختي ميشه اشتباهات خود را پيدا کرد.
به راحتي ميشه بدون فکر کردن حرف زد
ولي به سختي ميشه زبان را کنترل کرد.
به راحتي ميشه کسي را که دوستش داريم از خود برنجانيم
ولي به سختي ميشه اين رنجش را جبران کنيم.
به راحتي ميشه کسي را بخشيد
ولي به سختي ميشه از کسي تقاضاي بخشش کرد.
به راحتي ميشه قانون را تصويب کرد
ولي به سختي ميشه به آنها عمل کرد.
به راحتي ميشه به روياها فکر کرد
ولي به سختي ميشه براي بدست آوردن يک رويا جنگيد.
به راحتي ميشه هر روز از زندگي لذت برد
ولي به سختي ميشه به زندگي ارزش واقعي داد.
به راحتي ميشه به کسي قول داد
ولي به سختي ميشه به آن قول عمل کرد.
به راحتي ميشه دوست داشتن را بر زبان آورد
ولي به سختي ميشه آنرا نشان داد
به راحتي ميشه اشتباه کرد
ولي به سختي ميشه از آن اشتباه درس گرفت.
به راحتي ميشه گرفت
وي به سختي ميشه بخشش کرد.
به راحتي ميشه يک دوستي را با حرف حفظ کرد
ولي به سختي ميشه به آن معنا بخشيد.
و در آخر:
به راحتي ميشه اين متن را خوند
ولي به سختي ميشه به آن عمل کرد...

قلبمو هدیه می دم بهت .
مواظبش باش .
نه به خاطر اینکه قلبمه به خاطر اینکه تو توشی ![]()

دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است…
دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد …
دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند…
دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد…
دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد…
دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد …
دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد …
دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست…
دلم برای کسی تنگ است که اشکهایم را دیده…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده…
دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است…
دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است…
دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است…
دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است…
دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است…
دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست…
دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند…
دلم برای کسی تنگ است که دوست نام اوست…
دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است…
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است…
دلم برای کسی تنگ است![]()
دوستت دارم بیشتر از معنای واقعی کلمه دوست داشتن

دوستت دارم چون تو ارزش دوست داشتن را داری
دوستت دارم چون تو نیز مرا دوست می داری
دوستت دارم همچو طلوع خورشید در سحر گاه عشق
دوستت دارم همچو تکه ابرهای سفیدی که در اوج آسمان آبی در حال عبورند
دوستت دارم چون تو را میخواهم و تو نیز مرا میخواهی
دوستت دارم از تمام وجودم ، با احساس پر از محبت و عشق
دوستت دارم بیشتر از آنچه تصور می کنی
دوستت دارم ، همچو رهایی پرنده از قفس و پرواز پر غرور او در اوج آسمان ها ، همچو امواج دریا که آرام به کنار ساحل می آیند و آرام نیز به دریا می روند ، همچو غنچه ای که آرام آرام باز می شود و گل می شود ، همچو اواخر زمستان که شکوفه های بهاری باز می شوند
دوستت دارم همچو چشمه ای در دل کوه که آرام جاری می شود بر روی زمین و تبدیل به آبشاری می شود که از دل کوه سرازیر می شود
دوستت دارم همچو مهتابی که شبهای تیره و تار را با حضورش پر از روشنایی میکند
دوستت دارم همچو باران ! بارانی که تن تشنه دنیا را جان میدهد و می شوید
دوستت دارم چون چشمانت این حقیقت قلبم را باور دارد
دوستت دارم ، چون تو آخرین امید زندگی منی ، و لیاقت این دوست داشتن را داری
دوستت دارم تا حدی که قلبم و احساسم ظرفیت این ابراز دوست داشتن را نسبت به تو داشته باشند
دوستت دارم ، چون با باوری عمیق در قلب من نشستی و مرا هدف و امید زندگی خود قرار دادي
دوستت دارم چون از زندگی ودنیا گذشته ای تا با من بمانی
دوستت دارم چون نگذاشتی حتی یک قطره اشک از چشمانم سرازیر شود
دوستت دارم چون که یاری ام میکنی تا از این سیلاب زندگی به راحتی عبور کنم و خودم را در دشت آرزوهایم همراه با تو ببینم
دوستت دارم فراتر از باور یک رویا و فراتر از باور یک حقیقت
دوستت دارم ، چون با اطمینان و اعتماد کلید قلب سرخ و پر از عشقت را به من دادی
دوستت دارم چون که با احساس پر از صداقت قلم سردم را بر روی کاغذ زندگی میکشم و این شعر و ترانه ها را برایت می سرایم
مجنونم از مجنون عاقل تر ، و دیوانه ام از فرهاد عاشق تر
نگاه به قلب کوچک و پر از درد من نکن که همین قلب یک دنیا عشق و محبت در آن نهفته است
نگاه به چشمهای آرام و خسته من نکن ، این چشم یک دنیا اشک در آن است
نگاه به چهره پریشان من نکن ، این چهره عاشق چهره تو می باشد
دوستت دارم چون که تو اولین و آخرین معشوق من می باشی
دوستت دارم چون زمانی که دفتر عشق را می گشایی و میخوانی با خواندن نوشته هایم اشک از چشمانت سرازیر می شود
سلام دوستان.از همتون معذرت می خوام که
یه مدته نمی تونم به وبلاگهای قشنگتون سر بزنم
.
شرمندتونم.......![]()
کامپیوترم مشکل پیدا کرده
و ممکنه همین اندازه که تا الان میومدم نت هم نتونم بیام.........![]()
![]()
![]()
با آرزوی سلامتی برای همه شما:ملینا ![]()
![]()

زن اگر نیست زندگانی نیست
مردمی نیست مهربانی نیست ![]()
دامن زن چو بوستان خداست
گلشن مهر و آشیان وفاست

مادر!
چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. مادر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.
خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.
![]()
![]()
مادر عزیزم روزت مبارک ![]()
![]()
![]()
این جمله روهیچ وقت فراموش نکن:
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش
شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی
و
از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن
چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه.

این رو هم یادت نره که:
زندگی دو روزه.یه روز با تو یه روز برعلیه تو.
آن روز که با توست مغرور نشو
و آن روزکه برعلیه توست نا امید نشو.

یادمون باشه که:
هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم
چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .
یادمون باشه که:
قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم
تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره.
یادمون باشه:
قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .
یادمون باشه:
هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم
چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .
یادمون باشه:
اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت
چون زندگیش رو ازش میگیریم.
و
یادت باشه:





از همین لحظه تا ابد،بی نهایت دوستت دارم،پس تنهام نذار.![]()

به چشمي اعتماد کن که
به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد

به دلي دل بسپار که
جاي خالي برايت داشته باشد و

دستي را بپذير که
باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


دروغ و خيانت رو هك كن ![]()
از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن ![]()
با صداقت و وفا و معرفت چت كن ![]()
از زيباترين خاطره زندگي وب بگير ![]()
تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي ![]()
و عاشق عشق باش ![]()
در مسنجر قلبت عشق رو اد كن ![]()
وبه احساسات زيبايي پي ام بده ![]()
غم رو ديلت كن ![]()
و واژه بدي رو رينيم كن ![]()
براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه) ![]()


دیگر به خاطر من ستاره ها را نمی شماری
به خاطر من قید همه کس و همه چیز را نمیزنی!
چرا دیگر به خاطر من آن چشمهای زیبایت را خیس نمی کنی ٬ 
و گلهای رنگارنگ باغچه را دسته دسته برایم نمی چینی!
دیگر به خاطر من سر به بیابان نمی گذاری ٬ 
و خاطره های تلخ را از یاد نمیبری!
دیگر مثل گذشته با خواندن متن هایم اشک نمی ریزی٬ 
و هیچ احساسی نسبت به من و عشق من و درد دلهایم نداری!
دیگر عکس مرا در آغوشت نمی گیری و با آن درد دلهایت را نمی گویی!
دیگر صحبت از آینده و آن رویای شیرین به هم رسیدنمان نمی کنی!
دیگر نمی گویی که ای کاش در کنارم بودی و دستت در دستانم بود....
دیگر لحظه به هم رسیدنمان را در ذهنت به تصویر نمی کشی
و حتی خواب آن لحظه های شیرین را نمی بینی!
دیگر دائما نام مرا در زیر لبانت زمزمه نمی کنی و
کلمه دوستت دارم را مثل گذشته هابه زبان نمی آوری!
دیگر احساسات مرا نمی پرستی و قلب مرا قبله دوم عبادتت قرار نمی دهی!
دیگر زمان گریه کردنم چشمهای تو بارانی نمیشوند
و دیگر قبل از لحظه ای که صدای مرا بشنوی 
تپش قلبت تند تند نمیزند!
چرا دیگر به خاطر من ٬ 
به خاطر عشقت ٬ به خاطر آنکه سالهای سال به پایش سوختی
و ساختی محبت و امید هدیه نمی کنی؟
انگار که تو هم مثل همه بی وفا شده ای!


غم را در سکوت 


و سکوت را در شب 


و شب را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم. 


من عشق را در امید 


و امید را در تو 


و تو را در دل 


و دل را به هنگام تپیدن به خاطره تو دوست دارم.


ای کاش نقاش چیره دستی بودم 


تا لحظات با تو بودن را در تابلویی می کشیدم


و به هنگام دلتنگی به آن می نگریستم .


ای کاش شاعر بودم


تا لحظات خوب با تو بودن را در شعری می گنجاندم 


و به هنگام دلتنگی آن را می خواندم .


ولی حال که هیچ یک از اینها نیستم فقط میتوانم بگویم :


دوستت دارم





به خورشید گفتم گرمی اش را به من بدهد تا به تو بدهم.
گفت:دستانش گرمای مرا دارند.
به آسمان گفتم پاکی اش را به من بدهد.گفت:چشمانش پاکی مرا دارند.
از دشت سبزی زندگیش را خواستم.گفت: زندگی ات سبزتر از اوست.
از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم.
گفت: قلبش به اندازه اقیانوس است.
به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت چشمان پاکت
سبزی زندگیت بزرگی وآرامش قلبت هیچ ندارم که به تو هدیه کنم
جز:
بگیر نترس می تپد برای تو و من چیزی ندارم جز قلبم...





عشق در لحظه پديد مي آيد 
دوست داشتن در امتداد زمان 
اين اساسي ترين تفاوت ميان عشق و دوست داشتن است . 
عشق معيارها را در هم مي ريزد
دوست داشتن بر پايه هاي معيارها بنا مي شود . 
عشق ناگهان و ناخواسته شعله مي كشد 
دوست داشتن از شناختن و خواستن سرچشمه مي گيرد.


اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه
بدون براش مهمي
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت
بدون براش عزيزي
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه
بدون براش قشنگي
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه
بدون دوستت داره
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه
بدون عاشقته


آشنای من قسمت نبود تا در کنار هم بمانيم
شايد اين سر نوشتی است که برای ما رقم خورده است
دور از هم ولی با هم
هميشه از خودم می پرسيدم که چقدر با جدايی فا صله دارم
هيچ گاه فکر نمی کردم که جاده پر اندوه جدايی اين قدر نزديک باشد
ولی خيالی نيست چرا که جای داشتن در کنار هم مهم نيست
جای گرفتن در قلب هم اصل است
صادقانه بگويم:
هميشه در قلب و ذهنم جای داری
قلم ناتوانم از نوشتن نام عشق گريزان بود
اما روزی او هم نوشت
چرا که تو معلمش بودی ..هنوز نجوای دل عاشقت را به ياد دارم
همان که الهام دهنده ی روحم بود
و خاطره ی زندگيم شد
شايد با تــــو بودن خيلی وقت است که گذشته
اما با فکر تــــو
بودن هنوز هم باقی است

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود
زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود
زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود
زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود
زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود
وزیباترین اعترافم
عشق تو بود
گفتم که دوستت دارم،گفتی که باور نداری
گفتم این کلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم،گفتی دلم را نیز باور نداری
سکوت تلخی کردم و از ته دلم آه کشیدم.مدتی سکوت با چشمانی خیس
گونه ام خیس شد و قلبم شکسته
گفتی که تو قلبم را شکستی،گفتم که قلبت شکسته نشد،احساست در هم شکست
گفتی سکوت کن می خواهم گریه کنم ،من نیز سکوت کردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشک ریختم
گفتی بی خیالی از اشکهایم،چیزی نگفتم،و باز سکوت و یک آه تلخ
گفتی کاش که عاشق نمی شدم ،گفتم عاشقی همه این دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه کس،گفتم من با تو می مانم
گفتی خیلی تنهایی،گفتم کسی که عاشق است تنهایی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهایی،گفتم کسی که عاشق است قلب یارش باید همان تنهایی او باشد
گفتی که این حرفهایت تکراری است،گفتم به جز تکرارش راهی نیست
گفتی که آغوشت را می خواهم،گفتم که منتظر بمان عزیزم
گفتی که شانه هایت را می خواهم،دلم به درد آمد از دوریت و به غم نشستم
گفتی که تو از حرفهایم پریشانی،گفتم حرفی نیست و حرفهایت شکنجه ای بیش نیست
گفتی که لبخندی بزن،گفتم که حس لبخند نیست
گفتم با این که این کلمه تکراریست و با این که باور نداری باز می گویم که دوستت دارم
چیزی نگفتی و سکوت کردی
گفتم که دوستت دارم،دوستت دارم و دوستت دارم و اشک از چشمانم سرازیر شد
و باز چیزی نگفتی و به جای سکوت این بار تو نیز مانند من اشک ریختی
![]()
![]()
![]()

