
زن اگر نیست زندگانی نیست
مردمی نیست مهربانی نیست ![]()
دامن زن چو بوستان خداست
گلشن مهر و آشیان وفاست

مادر!
چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. مادر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.
خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.
![]()
![]()
مادر عزیزم روزت مبارک ![]()
![]()
![]()
این جمله روهیچ وقت فراموش نکن:
از کسی که دوستش داری ساده دست نکش
شايد ديگه هيچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی
و
از کسی هم که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن
چون شايد هيچ وقت ،هيچ کس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه.

این رو هم یادت نره که:
زندگی دو روزه.یه روز با تو یه روز برعلیه تو.
آن روز که با توست مغرور نشو
و آن روزکه برعلیه توست نا امید نشو.

یادمون باشه که:
هیچکس رو امیدوار نکنیم بعد یکدفعه رهاش کنیم
چون خرد میشه میشکنه و آهسته میمیره .
یادمون باشه که:
قلبمون رو همیشه لطیف نگه داریم
تا کسی که به ما تکیه کرده سرش درد نگیره.
یادمون باشه:
قولی رو که به کسی میدیم عمل کنیم .
یادمون باشه:
هیچوقت کسی رو بیشتر از چند روز چشم به راه نذاریم
چون امکان داره زیاد نتونه طاقت بیاره .
یادمون باشه:
اگه کسی دوستمون داشت بهش نگیم برو نمیخوام ببینمت
چون زندگیش رو ازش میگیریم.
و
یادت باشه:





از همین لحظه تا ابد،بی نهایت دوستت دارم،پس تنهام نذار.![]()

به چشمي اعتماد کن که
به جاي صورت به سيرت تو مي نگرد

به دلي دل بسپار که
جاي خالي برايت داشته باشد و

دستي را بپذير که
باز شدن را بهتر از مشت شدن بلد است


دروغ و خيانت رو هك كن ![]()
از انسانيت كپي بگير و سند توآ ل كن ![]()
با صداقت و وفا و معرفت چت كن ![]()
از زيباترين خاطره زندگي وب بگير ![]()
تو پروفايل قلبت يه قلبه تير خورده بذار و بگو عاشق عشق هستي ![]()
و عاشق عشق باش ![]()
در مسنجر قلبت عشق رو اد كن ![]()
وبه احساسات زيبايي پي ام بده ![]()
غم رو ديلت كن ![]()
و واژه بدي رو رينيم كن ![]()
براي غرورت آف بزار و بگو بشينه آخه (دنيا دو روزه) ![]()


دیگر به خاطر من ستاره ها را نمی شماری
به خاطر من قید همه کس و همه چیز را نمیزنی!
چرا دیگر به خاطر من آن چشمهای زیبایت را خیس نمی کنی ٬ 
و گلهای رنگارنگ باغچه را دسته دسته برایم نمی چینی!
دیگر به خاطر من سر به بیابان نمی گذاری ٬ 
و خاطره های تلخ را از یاد نمیبری!
دیگر مثل گذشته با خواندن متن هایم اشک نمی ریزی٬ 
و هیچ احساسی نسبت به من و عشق من و درد دلهایم نداری!
دیگر عکس مرا در آغوشت نمی گیری و با آن درد دلهایت را نمی گویی!
دیگر صحبت از آینده و آن رویای شیرین به هم رسیدنمان نمی کنی!
دیگر نمی گویی که ای کاش در کنارم بودی و دستت در دستانم بود....
دیگر لحظه به هم رسیدنمان را در ذهنت به تصویر نمی کشی
و حتی خواب آن لحظه های شیرین را نمی بینی!
دیگر دائما نام مرا در زیر لبانت زمزمه نمی کنی و
کلمه دوستت دارم را مثل گذشته هابه زبان نمی آوری!
دیگر احساسات مرا نمی پرستی و قلب مرا قبله دوم عبادتت قرار نمی دهی!
دیگر زمان گریه کردنم چشمهای تو بارانی نمیشوند
و دیگر قبل از لحظه ای که صدای مرا بشنوی 
تپش قلبت تند تند نمیزند!
چرا دیگر به خاطر من ٬ 
به خاطر عشقت ٬ به خاطر آنکه سالهای سال به پایش سوختی
و ساختی محبت و امید هدیه نمی کنی؟
انگار که تو هم مثل همه بی وفا شده ای!


غم را در سکوت 


و سکوت را در شب 


و شب را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم. 


من عشق را در امید 


و امید را در تو 


و تو را در دل 


و دل را به هنگام تپیدن به خاطره تو دوست دارم.


ای کاش نقاش چیره دستی بودم 


تا لحظات با تو بودن را در تابلویی می کشیدم


و به هنگام دلتنگی به آن می نگریستم .


ای کاش شاعر بودم


تا لحظات خوب با تو بودن را در شعری می گنجاندم 


و به هنگام دلتنگی آن را می خواندم .


ولی حال که هیچ یک از اینها نیستم فقط میتوانم بگویم :


دوستت دارم





به خورشید گفتم گرمی اش را به من بدهد تا به تو بدهم.
گفت:دستانش گرمای مرا دارند.
به آسمان گفتم پاکی اش را به من بدهد.گفت:چشمانش پاکی مرا دارند.
از دشت سبزی زندگیش را خواستم.گفت: زندگی ات سبزتر از اوست.
از دریا بزرگی و آرامشش را خواستم.
گفت: قلبش به اندازه اقیانوس است.
به فکر فرو رفتم من در قبال دستان گرمت چشمان پاکت
سبزی زندگیت بزرگی وآرامش قلبت هیچ ندارم که به تو هدیه کنم
جز:
بگیر نترس می تپد برای تو و من چیزی ندارم جز قلبم...





اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده نگات ميكنه
بدون براش مهمي
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي برميگرده با عجله مياد به سمتت
بدون براش عزيزي
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي برميگرده نگات ميكنه
بدون براش قشنگي
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه ميكني باهات اشك ميريزه
بدون دوستت داره
![]()
اگه يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي ديگه حرف ميزني تركت ميكنه
بدون عاشقته




آشنای من قسمت نبود تا در کنار هم بمانيم
شايد اين سر نوشتی است که برای ما رقم خورده است
دور از هم ولی با هم
هميشه از خودم می پرسيدم که چقدر با جدايی فا صله دارم
هيچ گاه فکر نمی کردم که جاده پر اندوه جدايی اين قدر نزديک باشد
ولی خيالی نيست چرا که جای داشتن در کنار هم مهم نيست
جای گرفتن در قلب هم اصل است
صادقانه بگويم:
هميشه در قلب و ذهنم جای داری
قلم ناتوانم از نوشتن نام عشق گريزان بود
اما روزی او هم نوشت
چرا که تو معلمش بودی ..هنوز نجوای دل عاشقت را به ياد دارم
همان که الهام دهنده ی روحم بود
و خاطره ی زندگيم شد
شايد با تــــو بودن خيلی وقت است که گذشته
اما با فکر تــــو
بودن هنوز هم باقی است

زیباترین تصویری که در زندگانیم دیدم نگاه عاشقانه و معصومانه تو بود
زیباترین سخنی که شنیدم سکوت دوست داشتنی تو بود
زیباترین احساساتم گفتن دوست داشتن تو بود
زیباترین انتظار زندگیم حسرت دیدار تو بود
زیباترین لحظه زندگیم لحظه با تو بودن بود
زیباترین هدیه عمرم محبت تو بود
زیباترین تنهاییم گریه برای تو بود
وزیباترین اعترافم
عشق تو بود
گفتم که دوستت دارم،گفتی که باور نداری
گفتم این کلمه را از حفظ نمی گویم از ته دلم می گویم،گفتی دلم را نیز باور نداری
سکوت تلخی کردم و از ته دلم آه کشیدم.مدتی سکوت با چشمانی خیس
گونه ام خیس شد و قلبم شکسته
گفتی که تو قلبم را شکستی،گفتم که قلبت شکسته نشد،احساست در هم شکست
گفتی سکوت کن می خواهم گریه کنم ،من نیز سکوت کردم و با گریه تو نا آرام شدم و اشک ریختم
گفتی بی خیالی از اشکهایم،چیزی نگفتم،و باز سکوت و یک آه تلخ
گفتی کاش که عاشق نمی شدم ،گفتم عاشقی همه این دردها را دارد
گفتی خسته شدی از همه کس،گفتم من با تو می مانم
گفتی خیلی تنهایی،گفتم کسی که عاشق است تنهایی را نمی شناسد
و باز گفتی تنهایی،گفتم کسی که عاشق است قلب یارش باید همان تنهایی او باشد
گفتی که این حرفهایت تکراری است،گفتم به جز تکرارش راهی نیست
گفتی که آغوشت را می خواهم،گفتم که منتظر بمان عزیزم
گفتی که شانه هایت را می خواهم،دلم به درد آمد از دوریت و به غم نشستم
گفتی که تو از حرفهایم پریشانی،گفتم حرفی نیست و حرفهایت شکنجه ای بیش نیست
گفتی که لبخندی بزن،گفتم که حس لبخند نیست
گفتم با این که این کلمه تکراریست و با این که باور نداری باز می گویم که دوستت دارم
چیزی نگفتی و سکوت کردی
گفتم که دوستت دارم،دوستت دارم و دوستت دارم و اشک از چشمانم سرازیر شد
و باز چیزی نگفتی و به جای سکوت این بار تو نیز مانند من اشک ریختی
![]()
![]()
![]()
