



سلام به همه دوستان گلم![]()




چطورین؟امیدوارم که همتون خوبه خوب باشین و هر روزتون بهتر و زیباتر از دیروزتون باشه
.همون طوری که بعضی هاتون می دونین:
اولین سالگرد این وبلاگ 23خرداد بود که بنا به دلایلی ترجیح دادم 21مرداد باشه
آخه این روز بیاد موندنی واسم یکی از بهترین روزای زندگیم شده
و تا عمر دارم فراموشش نمی کنم
.مرداد ماه پارسال یعنی سال 86 سخت ترین دوران زندگیم رو می گذروندم.البته از 21 مرداد به بعد دیگه غم و غصه ها کم کم رفتن پی کارشون....![]()
![]()
دوستای گلم می خوام براتون بگم که مرداد ماه پارسال چی شد و چه اتفاقاتی افتاد ولی از اونجایی که خییییییلی مفصله خلاصه خلاصش می کنم![]()
:
تابستون ۸۵ با یه نفر آشنا شدم و بعد یه مدتی بهش دل بستم. کسی که واسم خیلی عزیز بود ولی با اومدن یه عشق به زندگیش
که خودم باعث آشناییشون شدم
منو تابستون ۸۶ به طور کامل و خیلی راحت گذاشت کنار...
نمی دونم شاید واسه اونم راحت نبود ولی رفتارش با من طوری شده بود که از زندگی بیزار شدم و ترجیح دادم با نبودنش کنار بیام ولی نمی تونستم
.وقتی واسه همیشه رفت داغون شدم
حتی یه بار فکر خودکشی به سرم زد(خدایا منو ببخش)که خدا رو شکر تونستم خودمو کنترل کنم و به جای یکی دو بسته قرص فقط ۵تا دونه خوردم ولی همون ۵تا هم.......
.شاید بگین آخه چرا؟؟!!!
ولی اون تو بدترین شرایط زندگی تنهام گذاشت
.مرداد ماه 86 ماهی بود که با همسرم اختلاف پیدا کردم
و شدیدا احتیاج داشتم تا اون کسی که بهش دل بسته بودم کنارم بمونه و کمکم کنه تا بتونم به زندگیم برگردم ولی اون نه تنها کنارم نموند بلکه 15مرداد واسه همیشه ازم خداحافظی کرد
.منم 17 مرداد از بس دلم گرفته بود یه نامه به خدا نوشتم و اونو تو وبلاگم گذاشتم
.کارم شده بود فقط گریه و گریه و گریه
.تو اون مدت که تنهایی داشت دیوونم می کرد از بس از امام رضا (ع) کمک خواستم و خدا رو صدا می زدم بالاخره روز 21مرداد خدا کاری کرد که من برم به وبلاگ یه فرشته مهربون
و کد آهنگی که چند روز بود دنبالش بودم رو اونجا پیدا کنم
و از بس خوشحال شده بودم یه پیام واسش بزارم و تشکر کنم و اونم بیاد و نامه منو بخونه
.آره این جوری شروع شد ، اون فرشته کسی بود که 21مرداد رو برام گلبارون کرد ![]()
.وقتی باهاش آشنا شدم با مرور زمان کمکم کرد تا اونی که دلمو شکسته بود رو تقریبا فراموش کنم.کمکم کرد تا زندگیم به حالت عادیش برگرده
.مشکلاتم رو با کمک اون تونستم حل کنم
و بیشتر از قبل به خدا نزدیکم کرد![]()
.همین جا ازش تشکر می کنم![]()
.می دونم خییییییلی بیشتر از اینا به گردنم حق داره ولی شرمندشم چون هر کاری هم بکنم نمی تونم محبتهاشو جبران کنم...
باید بگم هنوزم که هنوزه کنارمه و همیشه کمکم می کنه.منم تا جون دارم و نفس می کشم کنارش می مونم و از صمیم قلب واسش آرزوی خوشبختی و موفقیت می کنم![]()
.امیدوارم در تمامی مراحل زندگیش موفق باشه
و خدا واسه من و خانوادش حفظش کنه و سایشو همیشه بالای سرمون نگه داره![]()
![]()
![]()
.

خدایا به خاطر همه چی ممنونم و شکررررررررت![]()
![]()
![]()



یا امام رضا (ع) ممنونم که کمکم کردی به آرزوم برسم![]()
![]()



خدایا خیییییلی دوست دارم ![]()
![]()
![]()



امروز واسه من و فرشته مهربونم
روز بزرگیه.شاید بعضی از شماها بدونین در مورد چه کسی دارم حرف می زنم
ولی واسه اونایی که نمی دونن میگم تا بدونن
:
فرشته مهربون من هم این روز رو واسه سالگرد وبلاگش در نظر گرفته
چون اون هم مثل من از اینکه با همیم خوشحاله
.شاید بگین چرا بهش میگم فرشته
؟
دلیلش فقط یه چیزه
:

چون فرشته کوچولوی من واقعا یه فرشتست



و این لقب زیبا فقط برآزنده اونه ![]()
![]()



بازم شکرت خدای مهربون![]()



خدایا کمکم کن تا بتونم لایق این همه مهربونیهاش باشم![]()



آخه من کجا و فرشته مهربون قلبم کجاااااااا......![]()



یا حق![]()


دوستان گلم اگه خدا بخواد روز ۵ شنبه یعنی ۲۴ مرداد من به همراه خانواده حدودا ۱۰ روزی میریم مسافرت.مثل همین چند سال اخیر میریم شمال......
یه مدت نمی تونم به وبلاگم سر بزنم و به وبلاگهای شما عزیزان هم بیام ولی همیشه به یادتون هستم و امیدوارم شما هم فراموشم نکنین و وقتی برگشتم مثل همیشه با نظراتتون خوشحالم کنین ![]()
![]()
اگه خوبی بدی از من دیدین حلالم کنین ![]()
![]()
![]()
به خدای مهربون می سپارمتون ![]()
![]()
![]()
دوستون دارم و خدا نگهدار همتون ![]()
![]()
بچه ها شوخي شوخي به گنجشكها سنگ ميزنن ![]()
ولي گنجشكها جدي جدي ميميرن![]()
آدما شوخي شوخي به هم زخم ميزنن ولي قلبها جدي جدي ميشكنن![]()
تو شوخي شوخي به من لبخند زدي ولي من جدي جدي عاشقت شدم![]()
تو (ََA) مرداد ماه پارسال ۱۳۸۶ شوخي شوخي تنهام گذاشتی![]()
ولی من جدي جدي داشتم خودمو می کشتم....![]()
![]()
![]()
![]()
![]()

كاش
دوستي ها مثل رابطه دست و چشم بود ![]()
وقتي دستت زخم مي شه
چشمت گريه ميكنه
![]()
و وقتي چشمت گريه مي كنه
دستت اشكشو پاك مي كنه
![]()

يادته يه روزي بهم گفتي:هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي
اشک هاتو ببينه و بهت بخنده
گفتم: اگه بارون نيومد چي؟؟؟
گفتي: اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره![]()
گفتم: يه خواهش دارم
؛ وقتي آسمونِ چشام خواست بباره تنهام نزار ![]()
![]()
گفتي: باشه... ![]()
حالا امروز من دارم گريه ميکنم
اما آسمون نمي باره ![]()
و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ![]()
![]()
!!!

