تبليغاتX
ღ*ღعشـــق یعنی انتظار...ღ*ღ
ღ*ღعشـــق یعنی انتظار...ღ*ღ
ღشعرها و متن های عـــــاشقانه،ღجـــک،ღعکــــس، sms ღ و ...
 

 

اینــــــم چند تا جـــــــــــک و sms 

امیدوارم لبهاتون همیشه خندون باشه

غم دیگه بسه...مگه نه؟؟؟؟؟؟

   

آخر يه روز تيک ميگيری ، لباسهای شيک ميگيری ، بابات را ميکنی کچل ،

 تا بينی رو کنی عمل ، با همراهت زنگ ميزنی ، عينک رنگ رنگ ميزنی ،

اين دل و اون دل ميزنی ، هي به موهات ژل ميزنی ، جنس لباسات تريکو ،

 موزيک فقط از انريکو ، جوراب های فسقلکی ، روسری های الکی ،

با اشوه های شُتری ، ميشينی پشت موتوری ، تو خيالت خيلي تکی ،

 فکر ميکنی با نمکی ، خوشی با اين تيپ خفن ، حالا قشنگی مثلا

   

نصيحت يك مادر دانا به دخترش:يادت باشه دنبال سه چيز ندو:

مترو، اتوبوس و پسر، چون هر سه‌تاشون 10 دقيقه به 10 دقيقه دوباره ميان

   

يك معادله جالب: از سن خودت 20 سال كم كن، عدد باقيمانده را با 7 جمع كن،

 اگه عدد زوج بود با 1 جمع كن و اگه عدد فرد بود 1 رو ازش كم كن،

 اگه از رنگ‌هاي تيره خوشت مياد عدد به دست آمده را ضرب در 3 كن

و اگه از رنگ‌هاي روشن خوشت مياد ضرب در 3/5 كن،

 نتيجه نهايي را ولش كن، حال خودت چطوره؟؟؟؟؟

   

LOVE is your face
.
.
.
می دونی این یعنی چی؟
.
.
یعنی: جمالتو عشقه ،
سوراخ جورابتیم کوک بزن فنا شیم ، چروک لباستیم اتو بزن هلاک شیم ،
جوادتیم ....

   

هلو ...
شفتالو
...
انار
...
تمشک
...
آناناس
...
پرتقال
...
توت فرنگی
...
گیلاس
...
آلبالو
...
.
.
.
این همه میوه تو دنیا هست نمی دونم تو چرا شدی گلابی؟؟؟؟؟؟

   

"توجه"

"توجه"

1000 دستگاه ریو

10000 کیلومتر اسکناس

100صندوق طلا

10 دستگاه آپارتمان

فــــــــــــدای یه تار مـــــــــوت!

   

 ان شاءالله عمرت مثل دستمال توالت باشه :

سفید

مفید

دراز

   

عشق من از وقتی رفتی،خونه تاریکه

.

.

.

چراغ خونه خاموشه

.

.

.

آخه چرا لامپو با خودت بردی؟!؟!؟

   

میگن فردا ساعت 4 خوشگلا رو میگیرن.فردا بیرون نری هاا،نمی گیرنت ضایع میشی!

     

لرزش صدات،برق نگات،تپش قلبت،نفسهای تند و عرقی که روی پیشونیت نشسته

 همه گویای یه چیز هستن:

.

.

.

تیروئیدت پرکاره،برو دکتر

   

خداوند عشق را آفرید تا پلیس 110 بیکار نباشد!!!

   

بی تو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم

.

.

.

فکر نکن به یاد تو بودم

کار نداشتم

ول می گشتم!

   

اگه من شیرین بشم تو فرهاد،من لیلی بشم تو مجنون،من سام بشم تو نرگس،

من حوا بشم عمرااااااااا تو آدم بشی...؟!!

   

وقتی دیدمت دست و پامو گم کردم.بدونه هیچ حرکتی به هم خیره شده بودیم.

تا این که اومدی طرفم و من با تمام وجودم فریاد زدم:

.

.

.

سووووووووووسک!

     

برای شادی روح بانو هن 10 مرتبه بگو لعنت بر بانو چوئی

و این sms رو برای 10 نفر بفرست.

حتما امشب یانگوم به خوابت میاد.کوتاهی نکنی هاااااا !!!

   

ببخشید که این موقع شب مزاحمت میشم.ولی یه سوال تو ذهنم بود که می خواستم ازت بپرسم:

می دونی ایران وقتی نفتشو می فروشه ،بشکه هاش رو هم پس میگیره یا نه؟!!!


خب دوستان عزیزم من دارم میرم مسافرت

یه مدت از همتون دورم

  

امیدوارم فراموشم نکنین و

وقتی برگشتم مثل همیشه با نظراتتون خوشحالم کنین

دوستتون دارم

یا حق 

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 توسط .::ملینا::.

 

دلتنگی

دیگر به خاطر من ستاره ها را نمی شماری

به خاطر من قید همه کس و همه چیز را نمیزنی!
چرا دیگر به خاطر من آن چشمهای زیبایت را خیس نمی کنی ٬

و گلهای رنگارنگ باغچه را دسته دسته برایم نمی چینی
!
دیگر به خاطر من سر به بیابان نمی گذاری ٬

و خاطره های تلخ را از یاد نمیبری!
دیگر مثل گذشته با خواندن متن هایم اشک نمی ریزی٬

و هیچ احساسی نسبت به من و عشق من و درد دلهایم نداری!

دیگر عکس مرا در آغوشت نمی گیری و با آن درد دلهایت را نمی گویی!
دیگر صحبت از آینده و آن رویای شیرین به هم رسیدنمان نمی کنی
!
دیگر نمی گویی که ای کاش در کنارم بودی و دستت در دستانم بود
....
دیگر لحظه به هم رسیدنمان را در ذهنت به تصویر نمی کشی
و حتی خواب آن لحظه های شیرین را نمی بینی
!
دیگر دائما نام مرا در زیر لبانت زمزمه نمی کنی و
کلمه دوستت دارم را مثل گذشته هابه زبان نمی آوری
!
دیگر احساسات مرا نمی پرستی و قلب مرا قبله دوم عبادتت قرار نمی دهی
!
دیگر زمان گریه کردنم چشمهای تو بارانی نمیشوند
و دیگر قبل از لحظه ای که صدای مرا بشنوی

تپش قلبت تند تند نمیزند!

چرا دیگر به خاطر من ٬
به خاطر عشقت ٬
به خاطر آنکه سالهای سال به پایش سوختی
و ساختی محبت و امید هدیه نمی کنی؟

انگار که تو هم مثل همه بی وفا شده ای!

 


نوشته شده در تاريخ پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 توسط .::ملینا::.
   

به نام خدا

خدا جونم سلام

می دونم که می دونی چی می خوام بگم ولی بازم می گم تا شاید دلم آروم بگیره.خدایا دارم دیوونه می شم.کمکم کن.تنهام نزار.اون کسی که با جون و دل دوسش داشتم،اونی که به قول خودش تمام زندگیش بودم،اونی که یه سال تموم سعی کرد منو به خودش وابسته کنه،اونی که ادعا می کرد عاشقمه،حالا می بینی داره بهم چی میگه؟؟؟!!! میگه نباید باهاش حرف بزنم.میگه چون ...راضی نیست نباید باهاش حرف بزنم.پس ای خداااا،چرا از همون روزای اول اینا رو نمی گفت؟! چرا همون اول به حرفام گوش نکرد ، فراموشم نکرد و باهام موند؟؟؟ اون موقع که وابستگیم بهش کم بود چرا تنهام نزاشت؟؟؟چرا خداااااا؟؟؟!!!

خدایا،اون دو روز پیش که بهم گفت:"واسه همیشه خداحافظ " خودت دیدی چه حالی شده بودم.هر چند خودم ازش اینو خواستم ولی می دونی که مجبور شدم.آره تا بوده همین بوده.همه به فکر خودشونن.حتی اون.ولی با این حال ازت می خوام تو تمام مراحل زندگیش موفق باشه.همیشه سالم باشه.تنهاش نزار و کمکش کن به آرزوهاش برسه.

شاید راست میگن من نمی فهمم.شاید نمی تونم واقعیت رو قبول کنم.ولی در هر حال من دیگه مثل قبل دوسش ندارم.چند وقتی میشه این احساس رو نسبت بهش دارم.چون اون نابودم کرد.ولی نمی دونم چرا وقتی واسه آخرین بار حرفاشو و صداشو شنیدم،دوباره احساس کردم دوسش دارم! ولی این احساس فقط همون لحظه بود و تموم شد.چون اون بدون اینکه خداحافظی کنم تلفن رو قطع کرد.تقصیری هم نداشت ،چون من نمی تونستم خداحافظی کنم.به هر حال دیگه همه چی تموم شد. آره،تموم شد و فقط تنها چیزی که برام مونده،همین اشکامه.نمی دونم چرا گریه می کنم ولی یه مدته گریه شده کار هر روزم.

اون تو این یه سال هر کاری ازم خواست گفتم چشم.هر چی گفت(باهام بمون،تنهام نزار،...)من گفتم به روی چشم.پشیمون هم نیستم چون واقعا دوسش داشتم و نمی خواستم احساس تنهایی کنه.ولی خدا جونم این حق من بووووود؟؟؟ خودت بگو.خودت بگو مگه من چیکار کردم که اون به همین راحتی گفت"خداحافظ"؟؟؟ مگه من چیکار کردم ای خداااا؟! می بینی اشکامو؟؟؟ بازم شکرت.راضیم به رضای تو.فقط کمکم کن بتونم تحمل کنم.

زمان

همیشه با خودم می گفتم چرا بعضی ها وقتی کسی رو دوست دارن و عاشقش هستن ، وقتی اون طرف بهشون میگه که تنهاش بزارن ، ازش متنفر میشن.حتی بعضی ها  روی اون طرف(عشقشون) اسید می پاشن یا هر کار دیگه ای ممکنه ازشون سر بزنه.حالا خوب می فهمم چرا.خیییییییلی خوب درکشون میکنم.چون وقتی عشق تبدیل به نفرت میشه،اگه تو ای خدا به داد آدم نرسی آدم ممکنه زندگیشو نابود کنه.

خدایا خواهش می کنم بهم صبر بده و تنهام نزار.می دونی که فقط و فقط تو رو دارم،همیشه گفتم و میگم:شکرت...

واقعا راسته که میگن" گر همسفر عشق شدی مردسفر باش"

 


نوشته شده در تاريخ چهارشنبه هفدهم مرداد 1386 توسط .::ملینا::.

 

سهم من از تو دوریه

دلم دریاچه  اندوه و درده

نگاهم کوچه ای خاموش وسرده

 ببین این لحظه های با تـــو بودن

به شهر کوچک قلبم چه کرده

 

از بچگی به من گفتند دوست بدار

حالا که دیوانه وار او را دوست دارم به من میگویند فراموش کن

 

 


نوشته شده در تاريخ شنبه سیزدهم مرداد 1386 توسط .::ملینا::.

 

یا علی

یا علی

یا علی

 


نوشته شده در تاريخ شنبه ششم مرداد 1386 توسط .::ملینا::.

 

دوستت دارم

غم را در سکوت

و سکوت را در شب

و شب را برای اندیشیدن به خاطر تو دوست دارم.

من عشق را در امید

و امید را در تو

و تو را در دل

و دل را به هنگام تپیدن به خاطره تو دوست دارم.

ای کاش نقاش چیره دستی بودم

تا لحظات با تو بودن را در تابلویی می کشیدم

 و به هنگام دلتنگی به آن می نگریستم .

ای کاش شاعر بودم

 تا لحظات خوب با تو بودن را در شعری می گنجاندم

و به هنگام دلتنگی آن را می خواندم .

ولی حال که هیچ یک از اینها نیستم فقط میتوانم بگویم
:

دوستت دارم

 


نوشته شده در تاريخ جمعه پنجم مرداد 1386 توسط .::ملینا::.
Blog Skin